أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
387
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
شادمان نهاده امير محمّد و خواجه محمود از عقب رفته به ايشان پيوسته از كشتن رستند . و مقارن همين حال مخالفان امير را اسير سرپنجهء تقدير ديده دستگير كردند و نزديك سلاطين آوردند و ايشان در پيش خانه و خرگاه امير نجم فرود آمده از اطعمهاى كه در ديگهاى نقره جهت او طبخ مىكردند ، تناول نمودند . مصرع معلوم شد كه روزى كس كس نمىخورد و زين العابدين بيك نيز كشته گشت . احمد بيك صوفى اغلى و لله بيك و بسيارى از امرا به گذر گرگى آمده بر سر گذر بسيارى به سعى يكديگر نقش حيات را از صفحهء وجود به آب شستند . و از مردم خراسان خواجه محمّد ديفانى كه وزير پادشاه مرحوم سلطان حسين ميرزا بود به غرقاب فنا فرو رفته اثرى ازو ظاهر نشد . و خواجه محيى الدّين يحيى برادر خواجه شهاب الدّين [ 498 ] عبد اللّه مرواريد جوان فاضل شيرينكلام بود و نظم و نثرش در نظر خردهشناسان بازار صنعت رواج تمام داشت در همراهى امير نجم به قضاى حىّ لا يموت نقل كرد . و چون خبر فوتش در محرّم آينده كه به رقوم تسع عشر و تسعمائه ( 919 ) مرقوم بود محقّق شد كلك اين حقير تاريخ خبر فوتش را بر اين موجب نگاشته است . جناب خواجه يحيى طاب مثواه * كزو ديدى رسوم فضل احيا به تيغ جور خيل اوزبكيّه * شهادت دور افكندش ز احيا محرم شد مقرر آنكه كردست * به ماه روزه از جان قطع محيا خرد تاريخ اين ناخوش خبر گفت * دو صد حيف از جناب خواجه يحيى ( 919 ) همچنين خواجه مير جان استاد معمار كه او نيز خالى از حيثيتى نبود ، چون با خواجه يحيى در يك موضع به قتل آمده وصول خبر واقعهء ايشان يك صورت داشت جهت او نيز اين تاريخ گفته شده بود كه : قطعه چون مير جان به عزم سمرقند شد سوار * دست قضا كشيد سوى جنّتش عنان